انگشتانه سرخ فراسوها

...ن والقلم ومایسطرون

+ سرود نونهالان

پرستوها! به پا خیزید بهار آمد بهار آمد

دل ازهنگامه لب ریزید بهار آمد بهار آمد

چراغان دامن گلشن شگوفان برزن وصحرا

شمیم نسترن بیزید بهار آمد بهار آمد

بهر سو چهچه ی بلبل سحر در پرده ی سنبل

شبآهنگا! دل آویزید بهار آمد بهار آمد

پر پروانه ها رنگین نگارین غنچه ی گلها

کبوتر ها!غزل ریزید بهار آمد بهار آمد

سرود نونهالان را به زیر خنده ی باران

بگوش جان در آمیزید بهار آمد بهار آمد

تبسم های ناجو را ز روزن های اُرسی ها

به شاخ نارُون ریزید بهار آمد بهار آمد

نویسنده : منیراحمد-بارش ; ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ عواطف جاری

سلام و درودم

را

به همه بیننده گان مقبول وظریف اندیش انگشتانه سرخ فراسوها دربهترین دم زندگی ام پیشکش می کنم.

دیر بعد دلم را به سرایش (عواطف جاری) که جزیره سرودم رو به خشکسالی داشت.شبنم ریختم این که قبول تان می شود یانه؟ دست صلاحیت من بدان نمی رسد.

فواره ی عشقِ جاودانیست ،کتاب

گنجینه ی اسرار معانیست ،کتاب

هربرگه اش احساس وعواطف جاریست

دریای لطیف ومهربانیست ،کتاب

نویسنده : منیراحمد-بارش ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٩ آذر ۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ جعبه ی کبود

سلام نازنینان گرامی!

عید گذشته همگان مبارک باد. من دچارسرگردانی های گلان روزگار هستم دیر دیر به صفحه ی انگشتانه سرخ فراسوها چیز های می گذارم.مرا عفو کنید. 

درانفجار جعبه ی کبود

 

 

درتساویِ خلسه های سنگ

 

 

یک خط نامرئیست

 

و خورشید

 

 برجنازه ی سپاهیان آسمان وضومی کند.

 

آغاز ماجرای تلخ آدم ست

 

بطول سال نوح

 

لبخند (گرگ ومیش)* کاروان پهنه ی سکوت

 

درانفجار جعبه ی کبود

مقناطس البرز را درشکارگاهِ بنفشه ی آبی

توته توته می شود.

 

 

فجیعه ئست به عمر آدم وحوا

 

 

که چاوشان همه تاراج دشنه ی عبوس مرگ می شوند

 

 

وحتی مهتاب هفتمین دور حاملگی اش را

 

 

دختر می زاید.

 

*تعبیری از:احمدشاملو

نویسنده : منیراحمد-بارش ; ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱ آذر ۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ درحاشیه ی خط بنفش

سلام های صمیمی به شما عزیزان دوست داشتنی و گرامی!

مصروفیت های کلان روزگا ر مرا به روزگارنشینی ها محتاج ساخته و دیر بعد درصفحه انگشتانه های سرخ فراسوها_بنام (در حاشیه ی خط بنفش) چیزهای را بگونه ی شعر آمیزش دادم تا باعث سر دردی بیشتر تانگردد:

درحاشیه ی خط بنفش

        تلخ ترین نگاهان یخ زده ام را

                خرمن می کوبم.

تاشمالک های نسترن آلود سرد بهارینه را

درمعبد سکوت

         درپله های هودج شمال

(درهاونی که نور زوزه می کشد)

             تاقارچ خانه های قبح

             تافتح باغ شعر

      تاقطع سرو سربلند

تلخ ترین نگاهان یخ زده ام را

خرمن می کوبم.

وشاید آخرین شرنگ تلخ زندگی را

درلابه لای پاره ی کبود مرگ

در رسوب استحاله های قرن

ناشکیب وناشیانه گام می زنم

تامعبد بلوغ

     تاشهر ابرها

               تاآخرین نگاه

تلخ ترین نگاهان یخ زده ام را

خرمن می کوبم.

 

نویسنده : منیراحمد-بارش ; ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٩ آبان ۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ اخ-تُف

اخ! ز آن چشمانِ زمزم سای عِشق

تُف به انگشتانه سرخ فراسوهای عِشق

اخ! ز آن ظلمت نشینانِ دُوکان عاشقی

تُف به آن لبخندِ مرگ آرا،درسودای عِشق

اخ ! ز حسرتگاهی اندوه گین مغرور زمان

تُف به خوابِ راحت ومچالهِ رویای عِشق

اخ ! ز فریادی بلندِ(لوطی وقصاب) ها

تُف به نبضِ آدمِ لجّوج و مرگ آرای عِشق

اخ ! ز شلیکِ تگرگِ ابرباران ریزشب

تُف به آوازِ درازِ مرتعِش آسای عِشق

اخ ! ز شمشیر مخَّوف بارِلوحِ روزگار

تُف به آئین وداع وبرهمه غوغای عِشق

نویسنده : منیراحمد-بارش ; ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ غزل بانو

 

سرودم صدغزل را ازبرایت آخرش هیچ

 

 

ستودم ابتدا تا انتهایت آخرش هیچ

 

 

اگرمی بود برایت می شدم دوکان یونانی

 

 

ویا اکسیری چشم سرمه سایت آخرش هیچ

 

 

الا ای آفتابی؟یاکه مهتابی؟ ویاهردو؟

 

 

که هرلحظه شدم محو لقایت آخرش هیچ

 

 

تمام بود وهستم نرخ ارزن، قیمت یک جو

 

 

بپایت می تپم بهر وفایت آخرش هیچ

 

 

خدارا ای ستمگر-دختر شعرم، غزل بانو!

 

 

ندارم یک سرِ سوزن شکایت آخرش هیچ

نویسنده : منیراحمد-بارش ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٤ مهر ۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ سپیده غروبین

چقدر خدا رحیم است، ورقم سیاه نگیرد

به سپیده ی غروبین شفق چو ماه نگیرد

عسسی به خانه مهر،قفسی حضورآتش

به ارابه های جنگی ...نفسی نگاه نگیرد

به میان غلظه ی خون، دوهزارنطفه دادم

به چنین شقاوت سرد،شهیدو گواه نگیرد

به کنیسه ی نصاری،دوقرابه نور کاشتم

علفی نسبزید آنجا، زعطِش گیاه نگیرد

به درِ سرای خورشید،برویدبه خواستگاری

چقدر خجسته ماه است،طلب گناه نگیرد

 

 

 

نویسنده : منیراحمد-بارش ; ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ ذوق آغوش

دوستان عزیز!

روزهای پرمیمنت وخجسته عید برشما وفامیلهای دوست داشتنی تان تهنیت و ارزشمندباد.سروده ذوق آعوش را عیدانه ناچیز برای  جمله عزیزانی که ماه مبارک رمضان را درعبادت واطاعت خداوند (ج)بسر بردند هدیه می کنم.موفق باشید:

های دلبر! امشب عیداست وآغوشم بیا

یک بغل نسرین وباغ نسترن پوشم بیا

های دلبر! لذت قند لبت هوشم ربود

جام عیش وانگبین وساغر هوشم بیا

های دلبر! شیشه ی مینا تُهی ازباده گشت

مجمر نور وگلاب ولعل می نوشم بیا

های دلبر! نبض جان بر شوق دیدارت گسست

عارضِ گلچهره ی صبح بناگوشم بیا

های دلبر! های دلبر! خینه می کارم برت

های دلبر! امشب عیداست وآغوشم بیا

نویسنده : منیراحمد-بارش ; ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد